تبليغاتX
(آخرین سطر گریه) - آخرین ساعت 87

(آخرین سطر گریه)

خدا نیاورد این را که ای تغزل ناب ... برای لحظه ای از عشق دست بردارم

                  

                                    به نام آنکه زنان را برای آزار مردان آفرید  

 

 عید همه مبارک باد

پا عرض پوزش از همه ی دوستان که ناخواسته از وبلاگ ما پاک شده اند  تا ببینیم کی مجالی دوباره  و حالی...

 یکی از روش هایی که خانم بنده می تواند با آن  لج مرا در بیاورد همان است که در پست قبلی انجام داده استو  اصلآ متوجه نیست که سه دانگ این وبلاگ مال من است و باید با موافقت مطلبی نوشته شود

شعر زیر به تلافی کار همسرم نیستشما بخوانید هست) چون خیلی از این توصیفات به آن سرکار لایتچسبک است (شما بخوانید نیست)

 

توی این منزل که از زن قدر دانی می شود

پس چرا از جانب او سرگرانی می شود

 

روزها بل هفته ها اندر وفاق کاملیم

می رسد تا مادرش جنگ جهانی می شود

 

بیست روز ماه را  قهر است  با بنده ولی

آخر هر برج را لیلی ثانی می شود

 

پول در  آوردن از من خرج کردن هم از او

روز و شب اینگونه طی این زندگانی می شود

 

هفت نه ! هفتاد دست آمد لباس و کفش هاش

گفته بی بی سی که در ایران گرانی می شود

 

روز وشب کارش فقط نقاشی و موسیقی  است

گه "لئوناردو داوینچی" گاه " یانی" می شود

 

بستگان من که می خواهند ـ عیدی را ولش

نوبت اقوام او  ـ چشمک پرانی می شود

 

ضعف بینایی ام از کار شب و روز من است

عینک من کم کمک ته استکانی می شود

 

کمترین فرمایشش را چند نوکر لازم است

موبه مو اجرا اوامرهاش  آنی می شود

 

جیب مخلص خالی از ولخرجی آن مادمازل

در عوض پر ـ سینه ام  از آنچه دانی می شود

 

کاسه صبرم کمی تا قسمتی  لبریز شد

شاعر این بیت ها آخر روانی می شود 

 

           بهمن نشاطی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت   توسط بهمن و ندا  |