هرچه منتظر ماند هیچ روباهی از آنجا رد نشد . پنیر را انداخت:
پروبالت سیاه رنگ وقشنگ!
تف به روی هر چی آدم دروغگوه! بعد از شاخه پر زد و رفت.
بهمن نشاطی
+ نوشته شده در دوشنبه 27 مهر1388ساعت   توسط بهمن و ندا
|
خدا نیاورد این را که ای تغزل ناب ... برای لحظه ای از عشق دست بردارم