تبليغاتX
(آخرین سطر گریه)

(آخرین سطر گریه)

خدا نیاورد این را که ای تغزل ناب ... برای لحظه ای از عشق دست بردارم

 

به گريه گفتمش اينجا بمان بمان بامن

كه بي تو نيست بجز زخم ارغوان بامن

 

گذشت مثل عبور نسيم از دل باغ

گذشت و ماند شب و وحشت خزان بامن

 

به دام خويشتن افتاده ام بيا و ببين

چه كرده آهوي آن چشم مهربان بامن

 

دوباره باد خزان مي وزد چه بايد كرد

كه نيست صبر و توان صنوبران بامن

 

تو عشق هستي و من مثل سينه ي عاشق

كبوتر از تو و آبي آسمان بامن

 

به خلوت دلم امشب بيا قدم بگذار

جواب پرسش چشمان اين و آن بامن

 

     این شعر از بهمن نشاطی ست.چراهمه فکر می کردن

    شعر بنده ست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                   (نداجلالی)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت   توسط بهمن و ندا  |