پله ها را یکی یکی طی کرد بی آنکه ماری نیشش بزند
در نهایت خوشبختی از آخرین پله خود رابه عمق دره پرت کرد
"بهمن نشاطی"
+ نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت   توسط بهمن و ندا
|
خدا نیاورد این را که ای تغزل ناب ... برای لحظه ای از عشق دست بردارم
پله ها را یکی یکی طی کرد بی آنکه ماری نیشش بزند
در نهایت خوشبختی از آخرین پله خود رابه عمق دره پرت کرد
"بهمن نشاطی"
![]()
در این بهار معطر
دنیا
دوباره جوان شد
برای ما
یوسف تو را سپاس!
![]()
![]()
این خیابان به جایی نمی رسد
انتهایش دوباره منم
برگرد!
![]()
![]()
![]()
نسخه ی خطی خدایی
تو که
در هیچ موزه ای "یافت می نشوی"
جز در دلم
...........................
بهمن نشاطی