تبليغاتX
(آخرین سطر گریه)

(آخرین سطر گریه)

خدا نیاورد این را که ای تغزل ناب ... برای لحظه ای از عشق دست بردارم

 

این شبها به هر کجا که نگاه می کنم قدر توست که شگفت زده ام می کند

این تقدیر من است که حیرانی ام را نذر ماه و سجاده کنم  تا دلم بلرزد و بلرزد و هیچ اتفاقی نیفتد

جهانم زیر و رو نشود تا آرامش بگیرم!

اما اگر تو صدایم کنی ...شاید... یاعلی!

      ندا جلالی

 

یاد تو مانند باران یاعلی

سبز کرده باغ این جان یا علی

 

آتش عشق تو بعد از قرن ها

همچنان مانده فروزان یا علی

 

این زمین بی تو به خود دیگر ندید

هیچ فصلی جز زمستان یا علی

 

عقل بر درگاه تو زانو زده ست

مانده در کار تو حیران یا علی

 

بعد  تو آیا کسی بر دوش خود

می برد انبانی از نان یا علی

 

چشمه ای از قعر دریای تو است

خشم بی پایان توفان یا علی

 

منکر نام تواند ابلیس ها

اسوه ی دیرین ایمان یا علی

 

با زبان قاصر  خود سالها

گفته ام از تو فراوان یا علی

 

پر طراوت کرده است امشب مرا

یاد تو مانند باران یا علی

 

     بهمن نشاطی

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت   توسط بهمن و ندا  | 

 

سبزم و شوق بهاران دارم

با تو از عطر غزل سرشارم

 

سر آن دارم اگر باز آیی

روی دامان تو سر بگذارم

 

می کشد وحشت پاییز مرا

از بهارت دل اگــر بردارم

 

ابر دلتنـــگـم و دورم  از تو

تا سحر شب همه شب بیدارم

 

بی گمان ، شب ـ شب غم ـ رفتنی است

به فــــــــروغ ات دل اگـر بسپارم

 

پری کوچک غمگینـــــــــم ! آه !

غیر تو من چه کسی را دارم ؟

 

         بهمن نشاطی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت   توسط بهمن و ندا  |