ُ
چشمهای درشت ، موهای صاف ، پیراهن و کت و کراوات ، شیک و مرتب.
مدتی به عکس خیره شد اما نتوانست به خاطر بیاورد عکسی که لبخند می زند شبیه جوانی اوست
حتی اسمی که گمشده را معرفی می کرد کمکی به او نکرد. نا امید کارتن روز نامه ها ی قدیمی را روی
گاری گذاشت ؛ پولش را پرداخت و به زور گاری را هل داد : نون خشکیه !نون خشـ شـ شـ ک !
بهمن نشاطی
+ نوشته شده در شنبه 19 مرداد1387ساعت   توسط بهمن و ندا
|
